آتنا دائمی، فعال حقوق بشر زندانی که در حال تحمل حبس ۷ ساله خود می‌باشد با انتشار نامه‌ایی از بند زنان زندان اوین تهران به وضعیت دشوار وضعیت زنان در ایران و مبارزات آنان برای رسیدن به حقوقی برابر اشاره کرده است.

این فعال حقوق بشر زندانی در بخش پایانی این نامه به وضعیت سلامتی زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد محکوم به حبس ابد اشاره کرده و در این باره نوشته است:« اين روز براي من يادآور ايستادگي هاي زنان بسياريست، زناني به بهانه هاي مختلف كشته و زنداني و اعدام شدند زناني كه محو شدني نيستند و به هر طريقي براي عقايد شان مبارزه مي‌كنند زناني همچون زينب جلاليان ، اين روز را به او تبريك ميگويم ، زني كه زنانه ايستاده و بهترين سالهاي جواني را با شكنجه پشت ميله هاي زندان سپري ميكند به اميد روزي كه انسانيت و آزادي بر ايران حاكم باشد زني كه در انتظار ديدن اين روز زنده است اما چشماش هر روز كم سوتر مي‌شود.»

متن این نامه نسخه‌ایی از آن برای انتشار در اختیار شبکه جقوق بشر کُردستان قرار گرفته است در ادامه بخوانید.

متن نامه :

روز جهاني زن،تو زني، تو را چه به اين كارها ، تو مي بايست حالا ازدواج كرده و در خانه به فكر همسر و فرزندانت مي‌بودی. مي‌بايست تنت بوي قرمه سبزي و دستانت بوي پودر بچه ميداد و در مغزت فكري جز خوشبختي و رضايت خاطر همسر و فرزندانت نميبود.

حرفهاي تكراري و مرد سالارانه كه در طول ٢٨ سال زندگي‌ام سعي در تلقين آن داشتند و حالا در اين ٢ سال و نيم كه گرفتار بازداشت و دادگاه و زندان شده‌ام بيشتر از هر زمان ديگر از انواع و اقسام انسانها در جايگاههاي مختلف اين تفكر توهين آميز را شنيده‌ام.

به روز جهاني زن فكر ميكنم، به جهاني كه در آن در اغلب كشورها غير از ايران و چند كشور ديگر زنان از جايگاه خاصي برخوردار يا حداقل در قوانين از حق و حقوقي يكسان و برابر با مردان بهره مند هستند. سال‌هايی طولاني از قرن‌ها پيش زنان براي رسيدن به برابري تلاش كردند هزينه‌هاي زياد و سنگين متحمل و سختي‌هاي فراواني را از سر گذراندند تا به آن چه كه بايد يعني انسانيت و برابري زن و مرد برسند. به جهاني فكر ميكنم كه اكنون در همين قرن و در همين برهه از زمان اگر قانوني تبعيض آميز يا زن ستيز در كشورشان مطرح و تصويب شود به پا ميخيزند و در برابر آن مي‌ايستند كه در اين مبارزات هم زنان خانه دار حضور دارند و هم زماني در جايگاه هاي پر اهميت، نمونه اخيرش جنبشي زنانه در لهستان است كه زنان و حتي بعضاً مردان با پافشاري و اعتراض توانستند به قانوني ضد زن نه بگويند.

به ايرانمان فكر ميكنم، به اين كه ما در كجاي جهان ايستاده ايم ، زنان كشورم چه پيشرفتي در اين راه كسب كرده اند؟! ٣٨سال پيش در حين انقلاب هرگز گمان نميكردند به سيستمي راي خواهند داد كه زن ستيزترين سياست را در پيش بگيرد، يك سال پس از انقلاب با پونس مقنعه و روسري بر سر زنان بكشد و آن ها را به شيوه‌هاي مختلف از عرصه‌هاي عمومي و اجتماعي حذف كنند و تبعيض آميزترين قوانين را عليه زنان تصويب و يا فتواهاي مذهبي صادر كنند كه اولين آن حضور با پوشش اسلامي در اماكن عمومي و آخرين آن حرام بودن دوچرخه سواري براي زنان است!

به زنان كشورم فكر ميكنم كه در طي ساليان هر چند آهسته و آرام اما به شيوه هاي مختلف در جنگ با تبعيض و نابرابري و زن ستيزي هستند، يا شايد اميدمان به زناني ست كه به نمايندگي از آنها به مجلس راه پيدا كردند اما چه سود كه آنها نيز نظرشان به اين است كه زن بايد در خانه باشد و نه براي مثال در ورزشگاه! شايد هم اميدشان به روشنفكران و فعالان زن باشد كه برخي از آن ها كه خود را فعال حقوق زنان يا فمنيسم مي‌نامند و از شهرت و رسانه برخوردارند بيشتر از اينكه فعال حقوق زنان باشند فعال حقوق حكومتي هستند كه قوانين زن ستيزانه تصويب مي كنند براي مثال ترجيح مي دهند زنان كشورهاي ديگر تن به حجاب اجباري در ايران بدهند و در مسابقات ورزشي يا جلسات ديپلماسي و سياسي شركت كنند تا مبادا حكومت ايران اسلامي تحريم و منافعشان به خطر افتد! برخي از روشنفكران هم كه سكوت اختيار كرده و در رابطه با هر مسئله‌اي غير از زنان مشغولند! اما با اين حال شاهديم كه با وجود فضاي خفقان و كاملاً امنيتي كه عاليجنابان و حاكمان ايجاد كرده‌اند ،زنان ايراني ،زناني كاملاً عادي و نه لزوماً فعال پا به عرصه اعتراض گذاشته و براي مثال وقتي آيت الهي فتوا صادر ميكند كه دوچرخه سواري براي زنان حرام است،از حداقل امكانات استفاده و عكس ها و فيلمهاي خود كه در حال دو چرخه سواري هستند منتشر ميكنند تا به اين طريق به يك زن ستيز نه بگويند! به اين مسائل كه فكر ميكنم به زنان تحريم شده سرزمينم افتخار ميكنم كه شايد كمي طولاني با روندي آهسته اما مسلماً پيروزي از آن ماست و روزي دست در دست هم به تمامي قوانين و سنن و تفكران زن ستيزانه نه خواهيم گفت و به برابري با مردان دست خواهيم يافت.

اين روز براي من يادآور ايستادگي هاي زنان بسياريست، زناني به بهانه هاي مختلف كشته و زنداني و اعدام شدند زناني كه محو شدني نيستند و به هر طريقي براي عقايد شان مبارزه مي‌كنند زناني همچون زينب جلاليان ، اين روز را به او تبريك ميگويم ، زني كه زنانه ايستاده و بهترين سالهاي جواني را با شكنجه پشت ميله هاي زندان سپري ميكند به اميد روزي كه انسانيت و آزادي بر ايران حاكم باشد زني كه در انتظار ديدن اين روز زنده است اما چشماش هر روز كم سوتر مي‌شود.
به اميد ازادي او.

آتنا دائمي
بند زنان زندان اوين

٩٥/١٢/١٨